|
روزنامه نگار
خوانده شدن به چه قیمتی!
به بهانه ی دلتنگی برای همکاران دربندم
مهران امیراحمدی
در حالی نوشتار پیش رو را می نگارم که برخی از روزنامه نگاران
شریف وطنم تنها به خاطر انتشار حقایق، در بدترین شرایط ممکن در
بند دولت نا مشروع و غیر منتخب محمود احمدی نژاد به سر می
برند. احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز، بهمن احمدی امویی، محمد
قوچانی و ده ها روزنامه نگار دیگر تنها بخش کوچکی از جامعه ی
روزنامه نگاری کشورمان هستند که درسه دهه ی اخیر به طرق مختلف
از جانب حاکمیت، تحت فشار، تهدید، آزار، زندان و شکنجه قرار
گرفته اند، گویی اهل قلم این دیار متهم شده اند به بدتربرین
ناملایمات بشری.
به راستی در عصاره ی قلم روزنامه نگار ایرانی به جز حقیقت، چه
نهفته که نورستیزان و شب پرستان اینچنین هراسناک به رویارویی
با این قشر فرهیخته، روی آورده و به انحای مختلف در صدد سرکوب
ایشان می باشند. افزون بر آن چنین رفتارهایی با صاحبان اندیشه
با کدام معیار انسانی و یا دینی مطابقت دارد. آیا ایشان به غیر
از اینکه می خواستند فقط روزنامه نگار باشند تا روز نامه نگار
خوانده شوند، مرتکب گناه دیگری گشته اند؟!
آه که چقدر سخت است روزنامه نگار بودن تا روزنامه نگار خوانده
شدن! قطعا دو ستان دربند، چیزی نمی خواستند جز اینکه زبان
حقایق و واقعیت ها برای ملتی خسته از ریا، دروغگویی و افترا
باشند. باری این مقدمه را از این جهت بیان کردم که خود روزنامه
نگار هستم و نیک می دانم چه بر هموندانم روا داشته اند. اما
آنچه که بیش از پیش هر آدم منصف و آزاده ای را می آزارد چیزی
نیست جز اینکه بر خی تحت عنوان روزنامه نگار در رسانه های
محفلی حاکمیت بر خلاف اخلاق حرفه ای با غیر اخلاقی ترین روش
های مطبوعاتی در تخریب همکاران در بند خویش، گوی سبقت را از
ماموران امنیتی رژیم در پروژه ی متعفن اعتراف گیری، ربوده اند.
هتک حرمت، افترا و مقدمه چینی برای برخورد های خشن با روزنامه
نگاران دگر اندیش، تنها گوشه ای از رفتارهای غیر اخلاقی است که
از سوی این دوستان بر اهل قلم و خبر این دیار روا می دارند.
شوربختانه در چند ماه اخیر و بعد از اعلام نتایج مشکوک و پر
حرف و حدیث انتخابات ریاست جمهوری، موج وسیعی از افترا، تهمت و
دروغ پردازی از جانب رسانه های رسمی حاکمیت همچون صدا و سیما،
کیهان... و وطن امروز بر علیه روزنامه نگاران آزاد اندیش به
راه افتاده تا به زعم خویش ایشان را در نزد افکار عمومی تخریب
نمایند، غافل از اینکه وجدان جمعی مردم ایران سالهاست وقعی به
ناراستی های ایشان نمی گذارد. محافلی چون کیهان که خود را
صاحبان بلامنازع خبر و نظر می پندارند! با وقاحت تمام، تو جیه
گر تجاوز، شکنجه و رفتارهای وحشیانه ی نظام حاکم با مردم و
بخصوص روزنامه نگاران می باشند، در واقع کیهان نیشینان پیش
قراول چنین رویکردی اند. ایشان کسانی را مورد هدف گرفته اند که
نه تنها هیچ ابزاری برای دفاع از خود نداشته بلکه ازحق قانونی
رابطه حقوقی و انسانی با وکیل خود نیز محرومند.
افزون بر آن تحت فشار های غیر اخلاقی ناچارند بر علیه خود و
همکاران خود اعتراف کنند. به نظر نگارنده این رویکرد، غیر
اخلاقی ترین روش ممکن در برگزاری دادگاه های مطبوعات در تاریخ
ایران است که یک سر آن به نیروهای امنیتی و سر دیگر آن به مشتی
به ظاهر ژورنالیست وصل است. به دیگر سخن چنین رویکردی در بر
خورد با روزنامه نگاران در بند هیچگاه میسر نمی شد مگر با
همدستی جمعی به ظاهر روزنامه نگار!
بیخود نیست که می گویند دامن قلم در این خاک همیشه آلوده بوده
است! باری، خطابم به آن دسته از کسانی است که واژه ی مقدس
روزنامه نگار را به گروگان گرفته و به خاطر ناچیز ترین خواسته
های نفسانی تن به هم آغوشی های متنفرانه در بستر های سیاسی
متحجرانه داده، تا با به دست آوردن قلب صاحبان زر و زور همچنان
خود را در صف اول سرکوبگران کوشندگان مطبوعات بیابند. خوشا به
حال آنانیکه به رغم تنگدستی هرگز حاضر نشدند تا فقط روزنامه
نگار خوانده شوند. در حیرتم که چگونه برخی از همکاران در رسانه
هایی مشغول به کارند که حتی تجاوزات جنسی مشتی حیوان آدم نما
را به جوانان و پاک رویان وطن مان، توجیه و برای آن معزورات
اخلاقی و سیاسی می تراشند. و باز در عجبم که ایشان چگونه خود
را روزنامه نگار می نامند.
آیا اندکی شرم، خجلت و حیا هنوز در گوشه ای از قلبشان به جای
مانده است و یا تاکنون به این نکته اندیشیده اند که آیندگان
درباره ایشان چگونه قضاوت خواهد کرد؟! به راستی روزنامه نگار
خوانده شدن به چه قیمتی ؟!
آخرین مطالب
|