یادداشتهایی بر یک انقلاب (10)

 

"سونامی" در فنجان!

 

مصطفی صابر

 

دیروز (دوشنبه 8 تیر)  آخر وقت،  شورای نگهبان نظر نهایی اش را در بیرون آمدن احمدی نژاد از صندوق اعلام کرد و همزمان  اوباش را در خیابان های تهران دو برابر کردند. همین یک فاکت بخوبی نشان میدهد اوضاع رژیم از چه قرار است. رئیس جمهوری که حتی برای اعلام پیروزی اش باید حکومت نظامی فی الحال موجود را ضرب در دو کنند!

 

 احمدی نژاد که قرار بود سونامی اسلام باشد حالا بی اعتبارتر و مسخره تر و کریه تر و تقلبی تر  از هر زمان بر مسندی می شنید که خود فاقد هرگونه مشروعیتی است.  رئیس جمهوری حکومتی که  همه جهان اینک میداند از هر انگشتش خون ندا ها میچکد. اکنون این حضرات هرجا  که پا بگذارند باید جواب یک بازخواست جهانی را بدهند. رئیس حکومتی که شکاف در آن از  بالا تا پایین عمیق تر از هر زمان شده است و ساختار اداری و رسمی اش حتی برای خودش نیز اعتبار ندارد. "رهبر"ش اکنون در چشم هرکسی جز یک دیکتاتور حقیر و کثیف، یک دزد پست و جانی بیش نیست. رئیس جمهوری یی که از همین بدو رسمیت یافتن صدراتش، علیرغم حکومت نظامی و ترور، دیشب  با شعار مرگ بر دیکتاتور بر پشت بام ها و امروز با  تلاش مردم برای برپایی تظاهرات در خیابان های تهران  مورد استقبال قرار گرفته است. حکومتی که با یک بحران و فلج اقتصادی و اداری و بحران مشروعیت در روابط بین المللی روبروست.

 

در همین اولین قدم ها، انقلاب ضربات مرگباری بر جمهوری اسلامی وارد کرده است.  همه کس می بیند که هیولای اسلامی به سختی میکوشد روی پا بایستد و وانمود کند که حالش خوب است و هنوز میتواند بدرد و بکشد و نابود کند. اما این فاز اول هنوز تمام نشده است.  همه میدانند که هیولا بسیار ضعیف تر شده، روحیه اش را باخته و در هم ریخته  است. همه میدانند که  خونریزی داخلی خواهد داد، و مردم شهر در کمین آن نشسته اند تا کار او را تمام کنند.

 

تا آنجا که به بالایی ها مربوط است ظاهرا همراه با اعلام نظر نهایی شورای نگهبان نوعی سازش بین دو باند مافیایی خامنه ای و رفسنجانی در جریان است. اما این فقط ظاهر قضایا است.  جمهوری اسلامی در درون خودش سازش بردار نیست.  پشت این سازش، و یا صحیح تر به تمکین کشاندن یک جناح توسط دیگری ، جنگ قدرتی جریان دارد که فقط میتواند با حذف  کامل یک جناح توسط دیگری پایان پذیرد.  بساط انتخابات جمهوری اسلامی بهر حال مکانیسم حل و فصل دعواهای درونی نظام بصورت مسالمت آمیز و اگر مایلید بصورت "مدنی" بوده است. اکنون این بساط کاملا برچیده شده و این فاز بطور قطع تمام شده است. جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار گرفته است که حتی تحمل بروز کوچکترین اختلافات و نزاع های درونی در سطح علنی و بصورت مدنی را  ندارد. اکنون دیگر هرگونه انتقاد و غرولندی از جانب آن یکی جناح بر چسب غیر قانونی خواهد گرفت و در نتیجه دعواها به ناگزیر بصورت "غیر قانونی" حل و فصل خواهد شد.  زد و خورد خشن و خونین بین مافیاهای جمهوری اسلامی  در پیش است.

 

این وضع نه فقط بازتاب داخلی دارد ، بلکه در سطح روابط بین الملل نیز جمهوری اسلامی بسیار ضعیف تر و بنوعی فلج خواهد کرد. تا اطلاع ثانوی تمام دول دنیا در برخورد به دولت احمدی نژاد با تردید و ابهام روبرو خواهند شد. هم به دلیل اینکه هرکس با احمدی نژاد و دولت رسمی جمهوری اسلامی دست بدهد عملا دست  خود را در خون نداها  آلوده کرده است، و هم به این دلیل که خود آن دولت در پایتخت خودش فقط با یک حالت فوق العاده نظامی و فلج کامل اداری و اقتصادی و حتی سرکوب هم پالکی های خود پا برجاست و لذا اعتبار و دوامی ندارد.

 

تا آنجا که به مردم و انقلابشان برمیگردد، این انقلاب اکنون با حفظ فشار خرد کننده خود بر جمهوری اسلامی مترصد می ماند تا کجا شکاف در جمهوری اسلامی باز شود، کجا فرصت ابراز وجود و فوران بیابد. این فقط باعث خواهد شد که انقلاب تعمیق شود. باعث خواهد شد که بازهم بیشتر به چپ بچرخد. باعث خواهد شد که بیشتر سازمان یابد و نیرو گرد آورد. باعث خواهد شد که در گام بعدی خود رادیکال تر و قاطع تر و زیر و رو کننده تر ظاهر شود. 

 

"سونامی اسلامی" (لقب کیهان به احمدی نژاد،  که قرار بود نه فقط ایران که خاورمیانه و جهان را زیر و رو کند) اکنون مثل موش آب کشیده در فنجان افتاده  است. امروز در نطق پیروزی اش گفت که "انقلاب مخملی شکست خورد"، اما خود او هم میداند که سخنان او در واقع برای مرعوب کردن انقلاب واقعی بود. انقلابی که از اول هم مخملی و سبز نبود و حالا  دیگر مجبور است تماما روی پای خود بایستد و به نام  و رنگ  سرخ خود سخن بگوید.

 

 30 ژوئن 2009

 

 

 

 

 

آخرین مطالب



 

© Copyright 2007 Political Articles. All rights reserved

No material from the Power and Interest News Report may be republished in any form without written permission.