جایگاه زرتشت در آگاهبود ایرانیان

 

سیامک مهر

 

در ایران اسلامزدهء ما، از دیرباز تاکنون، هرگاه سخن از زرتشت بزرگ به میان آمده است، تازیان و مجاهدین و امامان و والیان اولیه اسلام و نیز آخوندها و آیت الله ها و اسلامفروشان بعدی، پا برهنه به میان دویده اند و در مقام نمایندهء الله و در حکم دهان اهریمن با اظهار نظری رذیلانه و مغرضانه، با پیامبر خواندن زرتشت به همانگونه که لابد محمد تازی پیامبر بوده است و اهل کتاب دانستن زرتشتیان به همان صورت که یهود و نصارا را اهل کتاب می شناسند، و با زیر سبیلی رد کردن نص صریح قرآن، کمال لطف الهی و رحمان و رحیم و رأفت اسلامی را در بارهء ما ایرانیان به خرج داده اند و از گردن زدن و بریدن دست پای ما به مثابه کافران و مشرکان درگذشته اند ( معاملهء اهل کتاب) و به این طریق و با این ترفند سود سرشاری نصیب خود کرده اند:

« با کسانی از اهل كتاب که ایمان به خدا و روز قیامت نمی آورند و آنچه را الله و فرستاده‏اش حرام گردانيده‏اند حرام نمى‏دارند، قتال و كارزار كنید، تا آنگاه كه با خواری و تواضع به دست خود جزیه دهند.» توبه 29

 

آخوندها و دینکاران مسلمان که نسخه بدل موبدان زرتشتی ای هستند که فرمانروایان ساسانی را در مشت خود گرفته و سرانجام موجب سقوط دولت- ملت ساسانیان گردیدند، بسیار سعی کرده و می کنند که زرتشت را نه یک متفکر و اندیشمند و پارسا، که پیامبری از قماش پیامبران بنی اسرائیل و سامی معرفی کنند و که اهورا مزدا نیز نسخهء پایین تری از همین الله است با همان سبعیت و خشم و خشونت عیلامی- آشوری. متون دینی فراوانی هم موجود است که به این سعی و کوشش یاری می رساند. از جمله ارداویراف نامه که در آن بهشت و جهنم و روز جزا هم به سیاق قرآن و در قرن سوم هجری ساخته و پرداخته شده است.

 

اما در مجموع و تاریخاً، شوربختانه هدف و نظر دینکاران مسلمان تا حدود زیادی برآورده شده است و غالب مسلمانان ایرانی، آموزه های زرتشت و اوستا و اهورا مزدا را کمابیش چیزی شبیه اسلام و محمد و قرآن و الله قلمداد می کنند. با این تفاوت که اسلام و قرآن ورژن پیشرفته تری هم است!

 

در صورتی که محمد نوبرانه پیامبری بود. پیام معمولاً با واژه سروکار دارد و پیام را با واژه ابلاغ می کنند. اما این پستچی که کارت دعوتی به همراه داشت، نه تنها در آستانهء خانهء پیامگیر مصرانه می ایستاد تا جواب نامه را بازپس گیرد، بلکه اگر پاسخ مدعو منفی بود و عذری داشت، وی را خرکش می کرد و به دنبال خود می کشاند و چنانچه مقاومتی می دید شمشیر می کشید و سرش را از تن جدا می ساخت. دعوت محمد به اسلام از این جنم بود و هست.

 

یا به مثالی دیگر، نامهء این پستچی بی شباهت به نامه ها و بسته هایی که سازمان القائده و بن لادن برای افراد مورد نظر می فرستادند نیست که یا حاوی سم سیاه زخم بود و یا مجوف به موادی که پس از باز کردن بسته، توی صورت پیامگیر منفجر می شد.

 

همچنین است وجود روایت ها و احادیث و تحریف ها و دخالت های مسلمانان متجاوز در آیین ها و سنت ها و دلبستگی های ملی و