ایران: ریاست جمهوری جنجالی احمدی نژاد
منبع: گروه بحران
1-
خلاصه
اگرچه از زمان انتخاب محمود احمدی نژاد در تیر 1384 تمرکز اصلی به روی سیاست خارجی وی بوده است، آینده ریاست جمهوری وی به همان اندازه بسته به عملکرد داخلی او می باشد. او که با وعده های عدالت اقتصادی و دولتي منزه به روی کار آمد، بر اساس همان وعده ها نیز مورد قضاوت قرار خواهد گرفت. تا به امروز نتایج (کار وی) متناقض بوده است. با وجود اینکه قیمت بالای نفت به احمدی نژاد قدرت سرمایه گذاری بیشتر در برنامه های اجتماعی داده است، اما او رویهم رفته قادر به عملی کردن وعده های خود نبوده و در اندک مدت ریاست جمهوری خود تناقضات متعددی با دیگر سازمانها و مراکز قدرت داشته است.
تجربه شکست رئیس جمهور و یارانش در انتخابات شورای شهر و مجلس خبرگان در آذر ماه 1385 بیانگر مشکلات جدی درون طیف محافظه کار و همچنین عموم مردم بود. این انتخابات همچنین نشان داد که فشار داخلی بر خلاف فشار خارجی، بهترین و امن ترین راه برای دستیابی به اصلاحات است.
احمدی نژاد با آرمانهای کاملا پوپولیستی به قدرت رسید ولی به سرعت به مشکل برخورد. برنامه های وی فورا با مخالفت مجلسی مواجه شد که اعضای آن با وجود محافظه کار بودن سوابق متفاوتی با احمدی نژاد دارند و در یک اقدام بی سابقه برخی از مهمترین اعضای کابینه وی را رد کردند. همچنین سازمانهای تکنوکرات مانند بانک ملی و سازمان برنامه و بودجه با بسیاری از سیاستهای تحمیلی دولت جدید به طرز قاطعانه مخالفت کردند و یا آنها را به طور کامل عوض کردند. حملات احمدی نژاد به "غارتگران" و "مسئولین فاسد" باعث ترساندن شرکتهای خدماتی و داخلی شده است ولی تاثیر زیادی در شفافیت و پاسخگوئی دولت نداشته است. برعکس، احمدی نژاد با انتخاب افراد نزدیک خود بر پستهایی که خارج از توانایی آنهاست و با عقد قراردادهای چند میلیارد دلاری با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شبهات را بطه سالاری را علیه خود برانگیخته است.
با این حال، احمدی نژاد سرمایه های سیاسی متعددی در اختیار دارد. یکی از مهمترین این سرمایه ها برنامه هسته ای ایران و واکنشهای ناشی از آن است که اکنون به یک آرمان ملی مبدل شده. این گونه به نظر میرسد که ادامه سیاست های پوپولیستی از طریق تبلیغات مداوم و حمایت از نیروهایی چون سپاه پاسداران و برادر کوچک آن گروه شبه نظامی بسیج، برای جلب حمایت حوزه های مهمی که احمدی نژاد را بر سر قدرت آوردند کافی است. این حوزه ها همچنین برای قدرت بخشیدن به اساس جمهوری اسلامی در برابر افزایش فشارهای خارجی . یا حمله احتمالی آمریکا یا اسرائیل طرح ریزی شده اند.
اما بنظر می رسد که در صورت عدم تغییر سیاستها، احمدی نژاد راه سختی در پیش رو داشته باشد. انتخابات آذرماه بیش از یک دست انداز کوچک در این راه بود.
نتایج این انتخابات نه تنها نارضایتی گسترده مردم را نشان داد، بلکه برای احمدی نژاد بیانگر شکاف در ائتلاف محافظه کاری بود که او را به قدرت رساندند. نارضایتی رو به افزایش است حتی نسبت به سیاست خارجی وی، بویژه سخنان ضد اسرائیلی او و نفی واقعه هولوکاست، در حالی که رئیس جمهور پیش از احمدی نژاد، خاتمی، بخاطرانفعال و آشتی جویی موردانتقاد بوده است احمدی نژاد متهم به ماجراجویی است که اتهام مخرب و جدی تری است. همچنین به نظر می رسد که احمدی نژاد بیشتر از سوی اصلاح طلبان به چالش کشیده شود، چرا که آنان انتقادات خود را از انتخابات ناسالم 1384 و انحصار قدرت توسط محافظه کاران به مسائل دیگر چون سیاستهای رئیس جمهور معطوف کرده اند.
همچون گذشته، به نظر می رسد که انتخابات تعیین کننده ترین عامل در آینده سیاسی ایران باشد. این واقعیت را هیچکس بهتر از احمدی نژاد نمی داند، چرا که انتقادات او از دولت گذشته او را به قدرت رساند و تقریبا تمام سال گذشته خود را برای انتخابات بعدی آماده می کرد.
نتیجه انتخابات 1389 بسیار غیر قابل پیش بینی است. این انتخابات به اندازه زیادی بسته به این است که احمدی نژاد به وعده های خود عمل کند و ائتلاف خود را حفظ کند. در همین حال، احمدی نژاد ممکن است برای ایجاد اتحاد دربین نخبگان سیاسی و منطقه و حفظ محبوبیت در حال تضعیف خود روی حرکت بعدی واشنگتن حساب کند.
دولت آمریکا از افزایش انتقادات داخلی نسبت به رئیس جمهور ایران بعنوان دلیلی برای اثبات درستی استراتژی خود یاد می کند. ولی این منطق تنها تا حدی صحت دارد. انزوای بیشتر ایران در دنیا به طور حتم مخالفان احمدی نژاد را جسورتر کرده است. ولی اگر واشنگتن فکر می کند که با افزایش فشارهائی که اکنون مد نظر دارد – یعنی اتخاذ موضع تهاجمی بیشتر در عراق و حرکت نیروهای دریائی خود در خلیج فارس- بیشتر از یک حرکت نظامی مستقیم نتیجه می گیرد سخت در اشتباه است. در داخل ایران، منتقد ین احمدی نژاد ممکن است براحتی برای حمله به رقیب سیاسی خود نگرانی مردم را نسبت به انزوای ایران برانگیزند. اما اگر جمهوری اسلامی و یا منافع اصلی آن به خطر بیفتد، همان منتقد ین در حمایت از احمدی نژاد درنگ نخواهند کرد.
در ایران در خصوص اصول سیاست خارجی- از حق غنی سازی گرفته تا افزایش قدرت منطقه ای- در سطح رژیم اجماع وجود دارد. آنچه متفاوت است تنها در شیوه و تاکتیک گروههای داخل ایران است. یک حرکت نظامی علیه ایران تنها تغییرات داخل را به تعویق انداخته، بر قدرت نیروهای رادیکال می افزاید و شاید حتی باعث برانگیختن انتقام جویی از سوی ایران باشد که می تواند امور را از حد کنترل خارج کند.
امریکا با نشان دادن علایم مثبت به ایران نسبت به ایجاد ارتباط بدون پیش شرط با ایران در خصوص مسئله هسته ای، عراق و روابط دو جانبه، می تواند خدمت بزرگتری نسبت به خود و منطقه بکند.
2- نقش رئیس جمهور و قدرتها
الف: دفتر رياست جمهوري
روسای جمهور ایران تحت فشار دو مرکز قدرت می باشند. در یک سو رهبر معظم انقلاب قرار دارد که بر اساس ماده 110 و 113 قانون اساسی پر قدرت ترین شخصیت نظام بوده و حرف آخر رادر انتخابات و سیاستهای مهم، بخصوص سیاست خارجی میزند، از سوی دیگر حقوق ریاست جمهوری با قوه مقننه (مجلس) و شورای نگهبان محدود می شوند. حق وتوی مجلس بر روی مهمترین تصمیمات خصوصی رئیس جمهور مانند تعیین کابینه باعث نفوذ پارلمان بر بودجه و حتی در موارد خاص منجر به درخواست مجلس به عزل رئیس جمهور می شود [1]
شورای نگهبان نیز بعنوان تعیین کننده نهائی مطابقت قوانین وضع شده با اسلام می تواند سد راه ابتکارات رئیس جمهور شود، حتی اگر مجلس آنها را تایید کرده باشد.همچنین قدرت رئیس جمهور تحت تاثیر سیاستهای ناقص و اقتصاد دولت- محور است که اساس آن درآمدهای نفتی است. تشکیل احزاب سیاسی و اجتماعی – بازرگانان سنتی تجارت- محور در بازار، قشر متوسط نسبتا مدرن که در بخش خدماتی می باشند، سازمانهای وابسته به روحانیت – همگی بر سر منابع و قیمومیت نظام رقابت دارند[2]. حکومت بجای اینکه نقش داوری در این رقابت بازی کند، خود صحنه اصلی این رقابت است. رقبا بطور پیوسته مدعی قدرت خود بر بخشی از منابع و قدرت هستند و در برخی مواقع این موارد بشدت تند و گزنده است.
با انتخابات، جابجائی افراد و تغییر سیاستها حداقل بطور موقت نقش عمده ای در برجسته کردن این ادعاها و یا پایان دادن به آنها دارد. وقتی خاتمی در سال 1376 به ریاست جمهوری برگزیده شد، تغییر کارکنان پست های کابینه را به شدت و پست های مدیریتی و غیره را کمتر از آن تحت تاثیر قرارداد. این تغییرات به شدت مورد انتقاد محافظه کاران قرار گرفت[3].
به همان نسبت، انتخاب احمدی نژاد نیر همراه بود با تلاشهایی در تغییر شکل دولت. اگرچه بر خلاف خاتمی، احمدی نژاد با پارلمانی کار می کند که افراد آن متعلق به یک جناح –به تعبیر عام- می باشند، اما او برای تایید افراد کابینه اش به مشکلات بیشتری برخورد نمود.
تمامی اعضای کابینه خاتمی، از جمله دوستان نزدیکش و کاندیداهای بحث انگیز او، از مجلس محافظه کار آن زمان در سال 1376 رای اعتماد کسب کردند. بر عکس، نزدیک به 20% اعضای کابینه احمدی نژاد در مرحله اول رد شدند.[4] به طور مشخص، انتقادات و مقاومتهایی که علیه انتصابات رئیس جمهور می شود، تبدیل به یک عنصر مهم در صحنه سیاست ایران شده است. این مشکل تا حدودی بسته به شیوه هايی است كه احمدی نژاد اتخاذ ميكند. همچنین این مشکل ناشی از ماهیت سیاست ایران است که اغلب به دلیل نگاههای ساده گرایانه و تقسیم به دو طیف اصلاح طلب و محافظه کار به درستی شناخته شده است[5]. مجلس و احمدی نژاد هر دو به گروهی که آنرا به طور کلی محافظه کار می نامند تعلق دارند. اما این واژه دیدگاههای متعددی را در بر می گیرد که لزوما همه آنها با دیدگاه منفعل احمدی نژاد نسبت به اقتصاد توافق ندارند.
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16